چمران در سوگ

 

ای علی ! همراه تو به قلب تاریخ فرو می روم

و راه و رسم عشقبازی را می آموزم

و به علی بزرگ آنقدر عشق می ورزم که از سر تا به پا می سوزم .

ای علی همراه تو به نخلستان ها ی کنا رفرات می روم

و علی دردمند را در دل شب می یابم که سر به چاه کرده و سینه پردردش را خالی می کند .

 

ای علی ! تو دست مرا گرفتی و به ازلیت بردی

و فراز و نشیب تاریخ را نشان دادی ،

قدم به قدم تخته سنگ های مانع تکامل را به من نمودی ،

مرا به دیدار طاق شکسته کسری بردی

و اهرام مصر را نمودی و زیر تخته سنگ ها ی آن ،

استخوان های خردشده محرومین را دیدم که هنوز فریادشان به آسمان بلند است .

تو مرا به دیدار فرعون بردی که ادعای خدایی داشت و ستمگری های او را نمودی ،

تو مرا به دیدار گنج های قارون بردی و عاقبت خدایان زر و سیم را نشان دادی ،

تو مرا به خانه بلعم بردی و عاقبت خدعه و تزویر مدعیان دین را روشن کردی

که چگونه خدای آسمان را فدای مائده های زمینی می کنند.

 

ای علی ! با خروش تو به جنگ استعمار و استبداد و استحمار بر می خیزم

و همراه تو تاریخ را می شکافم

و فرعون ها و قارون ها و بلعم ها را لعنت می کنم.

 

ای علی ! دینداران متعصب و جاهل تو را به حربه تکفیر کوفتند

و از هیچ دشمنی و تهمت فروگذار نکردند

و غربزدگان نیز که خود را به دروغ روشنفکر می نامیدند ،

تو را به تهمت ارتجاع کوبیدند و اهانت ها کردند

و رژیم شاه نیز که نمی توانست وجود تو را تحمل کند ،

روشنگری تو را مخالف مصالح خود می دید ،

تو را به زنجیر می کشید و بالاخره شهید کرد

/ 0 نظر / 8 بازدید